نژلا و نیلانژلا و نیلا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

فرشته های آسمانی ما ، نژلا و نیلا

فرشته ها ، دو ماهگی تون مبارک !

دخترای زیبا ، ملوسک های مامان و بابا، دو ماهگیتون مبارک !      شصت و دو روزه که با طلوع آفتاب دنیای ما را روشن می کنید ،  ( و البته تا طلوع آفتاب صبح فردا روشن ! نگه میدارید ... ....) روزگارمان زیباست ، سوار بر موج سریع گذران عمر،  روزهای شاد و زیبایی را با شما سپری می کنیم .    انگار همین دیروز بود که ساعت 5 صبح، لبریز از دلشوره و نگرانی ، با رنگ های پریده از اضطراب اتفاقات ، عجول و عصبی از اتفاقی خوشایند که در موعد خود به انجام نرسیده به سمت بیمارستان در حرکت بودیم ...    چه زود بزرگ می شید ، دخملای قشنگ الان وزنتان دو برابر روز تولدتان شده نژلا دردونه 3470 گرم وزنشه و 52...
22 مرداد 1392

اولین مهمونی جوجوها !

   دردونه و نازدونه برای اولین بار پنج شنبه 28 تیر ( به جز رفتن دکتر ، سونوگرافی ، کلینیک ، بیمارستان و ... ) رفتن مهمونی  دخترای خوشگل بعد از کلی شال و کلاه و قر و قمبیل ، حاضر شدن و رفتن خونه مامی شون (مامان بابا اشکان). این اولین مهمونی دخترا بود .  آرشا کوچولو هم که برای دیدن دخملا اومده بود برای فسقلی ها کادو  و کیک آورده بود که همه باهاش عکس انداختیم . نژلا شیطون هم دستش رو کرد توی کیک  ....  نیلا جونمون هم بعد از مهمونی تا صبح برنامه ای شاد و مرفه برای بابا و مامان فراهم کرد!! قربون جفت گلهای زندگیمون برم که اذیتشون هم لذت داره ... بعد از یه شب پر ماجرا و نهایتاً 2 تا 3 ساعت خوابیدن...
6 مرداد 1392

جوجه کوچولوهای ما شب زنده دار شدن !!

نژلا خانم ، نیلا خانم !   شما جوجه کوچولوهای قشنگ ، روزها رو توی خواب ناز به سر می برید و زورکی گوشه چشمی برای مامان و بابا باز می کنید  ....   ولی عوضش تا طلوع آفتاب همه رو دست به سینه در خدمت می گیرید بابا ، مامان ، پدر بزرگ ، مادر بزرگ ، دایی و خاله شیفت شب گذاشتن براتون ، از دست شما فسقلی های شیطون......         اینم عکس های با نمک از دست و پاهای کوچولو تون ... نیلا جوجو ....    نیلا و باباش ....         نژلا جوجو ....     پاهای فسقلی نژلا جونمون .... ...
3 مرداد 1392

دخملای قشنگمون 40 روزه شدن ....

دخملای قشنگمون 40 روزه شدن .... فرشته ها، توی هفته گذشته مامان و بابا شما رو یه چکاپ کامل بردن که خدا رو شکر همه چیزتون خوبه و سلامتید ، خدا جونم مرسی .... - تست بینایی سنجی ( چشم پزشک متخصص اطفال، متخصص شبکیه چشم، متخصص اپتومتری شبکیه چشم نوزادان ) - تست شنوایی سنجی - تست تیروئید T4,T3 - غربالگری ( دو مرحله ) - سونوگرافی از مغز ، کلیه ، مجاری ادراری ، مری و هیپ  - واکسن یک ماهگی همه این کارا رو کردیم تا خیالمون راحت باشه که فسقلی های ناز ما سالم و سلامتند . اینم از شاخص های رشد دخترامون : نژلا جونمون  2540 گرم وزنشه ، 48 سانتیمتر قدشه و 36 سانتیمتر دور سرش نیلا جونمون 2560 ...
25 تير 1392

چه جوری این همه لحظه های زیبا رو ثبت کنیم !

نیلا نازدونه اولین بار پستونک رو امتحان کرد ... دختر قشنگم گیج خواب شده یه خورده براش کوچولو نیست ؟!؟   نژلا دردونه هم پس از اولین امتحان پستونک به شهر فرشته ها داره سر می زنه    اینم یه ژست ناز دیگه از جوجه کوچولوی ما ، نژلا خانم ...   اینم یه ژست با مزه از نیلا کوچولو ... قربون خوابیدنت خدایا برای ما صالح و سالم نگهشون دار ... ...
22 تير 1392

فسقلی ها یه ماهه شدن !

یه ماهگی تون مبارک دردونه و نازدونه عزیز اولین تولد زندگیتون رو براتون گرفتیم تا بزرگ شدنتون رو با شادی حضورتون آذین ببندیم ...     نژلا خانم دردونه در حالت چرت در تولد یه ماهگیش !      عوضش نیلا ی بلاچه یا غر غر می کرد یا با چشمای گرد در حال کنجکاوی بود ، قربونش برم     اینم کیک دخترا ...  مبارکتون باشه فرشته ها ! ...
16 تير 1392

دردونه جون ، نازدونه جون ، کی اول می شه ؟

   نژلا جونم ، دردونه بابا و مامان ، داری بزرگ می شی عزیزم ..... نژلا خانم توی تاریخ 1392/03/15 ( هنگام تولدش ) 1820 گرم بوده با 44 سانتیمتر قد، ولی در تاریخ 1392/04/09  ( اولین ویزیت دکترش بعد از ترخیص از بیمارستان ) 2170 گرم بوده با 46.5 سانتیمتر قد، ماشااله دختر ، زودی بزرگ شو .... اینم نژلا ی خوشگل ما پس از اولین حمام زندگیش ( تاریخ 1392/04/05)       اینم خانم خانما بعد از یه دل سیر شیر خوردن و انجام مراحل بعدی ( رها سازی یه باد گلو گنده )     اما نیلا ی نازدونه توی تاریخ 1392/03/15 ( روز تولدش ) 1800 گرم وزن داشته و 43 سانتیمتر قد، اما توی تاریخ 1392/04/10 که او...
12 تير 1392

حالا دیگه خانواده چهار نفری ما کامل شد، جمع مان جوره ، !!

   مرسی خدای مهربون که دختر بزرگمون ( به انداره همون یه دقیقه اش بزرگه البته ..  ) رو سالم بهمون رسوندی ... نژلا ی عزیز ، دردونه بابا و مامان به خونه خوش اومدی .... دیگه خانواده چهار نفره مون کامل شد ... اینم فرشته های ما توی لباسای کوچولوشون ( کوچکنرین سایز های موجود ) با کلاه های گشاد خنده دار ، در حال وول خوردن ... حدایا هزار بار سپاس ، عاشقشونیم ................... ...
5 تير 1392

به خونه خوش آمدی ، نیلای قشنگم !

  نازدونه ما ، نیلا ی قشنگ ، به خونه خوش اومدی ، ( نوزدهمین روز زندگیتون مبارک) خانم کوچولو ، دکتر فقط تو رو مرخص کرد   هورااا ....   اما نژلا ی ملوسم باید چند روز دیگه باید توی NICU بیمارستان باشه خدایا ممنون که دخترامون سالمند ، شکر می کنیم که نگاهت رو از ما دریغ نمی کنی ، نژلا جونم ، دردونه بابا و مامان خیلی منتظرتیم ، زود زود بیا خونه ... دلمون یه ذره شده واست   اینم اتاقتون که کامل شده .. دوستش دارین ؟ خدا کنه خوشتون بیاد فرشته های ما !     قربون دخملای نازمون ، هزار تا بوس برای تک تک لپ های گل گلیتون ...
2 تير 1392

فرشته های آسمانی ما زمینی شدند!

 حمد بیکران سزاوار لطف بی نهایتش است که بندگان خود را اینگونه از نعمت های آسمانی سیراب می کند. نژلا ی قشنگم ، نیلا ی نازنینم به کره خاکی ما خوش آمدید صبح بهاری پانزدهم خرداد 1392 ساعت 7:00 و 7:01 دقیقه، بهار واقعی زندگی ما به گل نشست. غنچه هایی بهشتی که در تمامی لحظات عمرمان از رایحه خوشبوی شکفتنشان بند بند وجودمان حظ خواهد برد . دوستتان داشتیم ، دوستتان داریم و دوستتان خواهیم داشت .     دردونه های ما !  چون شما شیطونک ها ورجه وورجه زیاد کردید و کیسه آبتون رو توی 34 هفتگی پاره کردید و زودی پریدید توی دنیا ، خانم دکترتون شما رو توی بیمارستان نگه داشته ، البته فسقلی های ما خوب خوبند ( خدا رو صد هز...
25 خرداد 1392